وقایع اتفاقیه
نوشته های کورش میرسعیدی در باره ارتباطات و روابط عمومی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: کورش میرسعیدی - ۱۳۸٩/۳/۳۱

مقدمه

از پیدایش نخستین اتحادیه فوتبال جهان در انگلستان در سال1863 تا امروز که جام جهانی2010 در آفریقای جنوبی در حال برگزاری است، لحظه های بزرگی در این ورزش وجود داشته است که یادآوری آنها توسط فوتبال دوستان به مثابه یک سفر تصویری و ادبی و حماسی به درون  مسابقات مهم و رویدادهای قابل توجه،شگفت انگیز، غم انگیز،زشت و ناپسند و خنده آور و عجیب و غریب است .

فوتبال به واسطه تغییر و تحول در قوانین،مسابقات متعددی که در سطوح مختلف محلی،شهری، استانی ودرسطح کشورهاو قاره ها و بین المللی برگزار می شود وبا توجه به نظرات ودیدگاههائی پیرامون آن مطرح می شود و پوشش خبری مستمر انواع رسانه ها و مخاطبان انبوهی که مسابقات فوتبال را از طریق تلویزیون در سراسر کره خاکی تماشا می کنند؛اکنون به یک موضوع جهانی و یک صنعت بسیار سودآور تبدیل شده است.

پیدایش فوتبال در جهان

هیچ کس به درستی نمی داند که بشر نخستین باردر چه زمانی برای سرگرم کردن خود به توپ ضربه زد ولی مردم احتمال می دهند که این عمل قبل از میلاد مسیح انجام شده باشد.

چینی ها در حدود 206 سال قبل از میلاد مسیح برای سرگرم ساختن امپراطور در روز تولد وی به انجام دادن نوعی فوتبال  به نام تسو – چو می پرداختند. این مسابقه از دو تیم که تلاش می کردند  توپ را با شوت کردن درون سوراخ هائی که در پرده های ابریشمی قرار داشت جا دهند ، تشکیل شده بود.

یونانی ها و رومی ها نیز فوتبال مخصوص به خود را داشتند . یونانی ها آنرا اسپیسکسروس یا  هارپستون نامیدند که از توپی که با شن پر شده بود استفاده می کردند و رومی ها نام هارپستم برآن گذاشتند.این دو ملت فوتبال را نوعی مسابقه جنگی سبک می پتداشتند.

در فرانسه ، برتون ها ونورمن ها مسابقه ای به نام سول یا چول داشتند که در آن توپ را با گندم یا یونجه پر می کردند . این مسابقه حد و مرز مشخصی نداشت و اغلب در فضای آزاد و درامتداد چمنزارها انجام می شد.

به درستی مشخص نیست که فوتبال از رومی ها و یا از نورمن ها به بریتانیا رسید . ولی فوتبال در قرون وسطی  در تصور گروهی از دهقانان انگلیسی ریشه دوانید و به زودی به صورت ناهنجاری درآمد. به طوری که ادوارد دوم پادشاه وقت انگلیس در سال 1314 میلادی اعلام کرد که فوتبال بازی کردن دیگر کافی است . او در اعلامیه ای که صادر کرد گفت :"... در شهر سر و صدای زیادی است که دلیل آن لگد زدن به توپ های بزرگی است که از آنها شیطان های زیادی بیرون می آید که خداوند آنها را محکوم کرده، ما به خاطر اقتدار سلطنت و جلوگیری از درد و رنج ناشی از حبس برای خاطیان ، امر می کنیم که  انجام دادن این مسابقه ممنوع است...".

با گذشت قرون ،پادشاهان بعدی تخفیف هائی برای فوتبال قائل شدند . در ایتالیای قرن شانزدهم مسابقه کالچیو سالی دو بار در روزهای عید بازی می شد و درحال حاضر نیز این بازی ادامه دارد. و مسابقات فوتبال دسته اول باشگاههای ایتالیا یا سری آ به این دلیل کالچیو نامیده می شود.

به انگلیس باز می گردیم که فوتبال همچنان برای کنترل ازسوی حاکمیت سخت بود و در طی قرون در زمین های سرسبز روزستاها زنده بود . در قرن نوزدهم این مسابقه سازماندهی بیشتری یافت و در بعضی از دبیرستان های عمومی و بزرگ انگلستان به شکلی که امروز آنرا می شناسیم درآمد .در اتون ،وینچستر ،وست می نیستر وچارترن هاوس گروههای از هم پاشیده تبدیل به تیم های منسجم شدند که در آن فقط از پا برای ضربه زدن به توپ استفاده می شد.

آغاز فوتبال حرفه ای در انگلیس

در آغاز فوتبال از مدارس عمومی به شهرهای صنعتی شمال انگلستان منتقل شد و از طریق این جوامع قدرت خود را به دست آورد.

در سال 1863 اتحادیه فوتبال انگلستان برای نظارت بر پیشرفت مسابقات و تدوین کردن یک سری از قوانین یکسان برای این مسابقه به وجود آمد . در این زمان تمامی باشگاههای عضو این اتحادیه اماتور یا غیر حرفه ای بودند.اما در سال 1885نخستین بازیکن حرفه ای فوتبال قرار دادی امضا کرد. سه سال بعد مسابقات دوره ای (لیگ) فوتبال با حضور 12 تیم حرفه ای با ریشه محکمی که در شهرهای صنعتی شمال بریتانیا دوانیده بود ،در این کشور تاسیس و تاکنون پابرجا مانده است .

همه گیر شدن فوتبال در سراسر جهان

بریتانیائی ها مسئول همه گیر شدن این مسابقه در سراسر جهان بودند . هنگامی که امپراطوری بریتانیا در مرزهای جدید وسعت یافت ، بریتانیائی ها به هر جا که رفتند توپی هم با خود بردند و مشغول بازی شدند . مسابقه فوتبال در سراسر کره زمین به وسیله مهندسان ،بازرگانان،مبلغان مذهبی ،دریانوردان و نظامیان بریتانیائی همه گیر شد.فوتبال در  برزیل از سال  1894 شروع شد. این ورزش به وسیله  چارلز میلر برزیلی که اجداد او  بریتانیائی بودند به مردم برزیل معرفی شد. بریتانیائی ها یک قرن پیش توپی به برزیل بردند و در حال حاضر برزیل پنج بار جام جهانی را فتح کرده است .

اولین مسابقه بین‌المللی فوتبال جهان در سال ۱۸۷۲ بین تیمهای انگلیس و اسکاتلند  در شهر گلاسکو انجام شد، که با نتیجه صفر-‌صفر پایان یافت. در سال ۱۹۲۰ بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک آنتورپ در بلژیک شرکت کردند .

برگزاری نخستین جام جهانی فوتبال

فوتبال از سال 1904 زیر نظر فیفا8(فدراسیون بین المللی فوتبال) که هم اینک بیش از185 کشور عضو آن هستند ،اداره میشود . وظیفه فیفا ، وضع قوانین و سازماندهی مسابقات بزرگی نظیر جام جهانی است .

فکر برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در فرانسه به وجودامد و بنیانگزاران واقعی این مسابقات دو فرانسوی به نام ژول ریمه وهانری دولونه بودند و به همین جهت بود که این مسابقات بعدها به نام  زول ریمه نامگذاری شد.این دو شخصیت مکمل یکدیگر بودند . زول ریمه مدت سی سال ریاست فدراسیون  فوتبال فرانسه را از زمانی که چنین فدراسیونی در سال 1919 به وجود امد،بر عهده داشت و در عین حال از  سال 1920 تا 1954 در مقام ریاست فدراسیون بین المللی فوتبال به این ورزش خدمت میکرد. دولونه نیز که از سال 1908 در برگزاری مسابقات فوتبال در فرانسه سهم عمده ای داشت از سال 1919 به سمت دبیر فدراسیون بین المللی فوتبال به این ورزش خدمت می کرد و این مقام را تا سال 1956 یعنی زمان مرگش که اندکی زودتر از درگذشت ژول ریمه به وقوع پیوست ، برعهده داشت.

اولین جلسه فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بدون حضور انگلستان تشکیل شد و در این جلسه تصمیم گرفته شد که برگزاری مسابقات جهانی در حدود اختیارات این فدراسیون قرار گیرد.اما تا 26 سال بعد این فدراسیون نتوانست از این اختیار استفاده کند.در کنگره فدراسیون بین المللی فوتبال که در سال 1920 در آنتورپ همزمان با بازی های المپیک تشکیل شد،فکر انجام مسابقات قهرمانی فوتبال جام جهانی که قبلا مورد بحث قرار گرفته بود،مطرح شد و اصل این فکر مورد قبول کنگره قرار گرفت.

در سال 1924 که بازی های المپیک در پاریس برگزار شد ، در جلسات فیفا مجددا برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال به نحو جدی مورد مذاکره قرار گرفت و هانری دولونای اعلام کرد: امروز دیگر نمی شود فوتبال بین المللی را در چارچوب بازی های المپیک محدود ساخت،چه در بسیاری از کشورها فوتبال حرفه ای به رسمیت شناخته شده و دارای تشکیلات می باشد. و بازیکنان حرفه ای نمی توانند در زمره بهترین بازیکنان آن کشور در مسابقات المپیک شرکت نمایند.

در جریان برگزاری مسابقات المپیک1928 در آمستردام، اروگوئه مدال طلای المپیک را در قابت با آرژانتین کسب کرد و در این زمان قطعنامه هانری دولونای مبنی بر برگزاری مسابقات فوتبال جهانی مورد تصویب قرار گرفت.اما در مورد محل برگزاری مسابقات پنج کشورایتالیا،هلند، اسپانیا، سوئد و اروگوئه داوطلب شدند . اروگوه برای میزبانی جام جهانی متعهد شد که تمامی هزینه های مسافرت و مخارج اقامت تیم های حاضر در جام جهانی را تقبل نماید و همچنین متعهد شد که ورزشگاه جدیدی را برای این مسابقات احداث نماید. این ورزشگاه قرار شد با توجه به یکصدمین سال شکل گیری اروگوئه ورزشگاه صدمین سال نامگذاری شود و در مونته ویدئو بنا شود. سایر کشورهای داوطلب با توجه به  پیشنهادها و شور و شوق و شعف اروگوئه از میزبانی کنار رفتند و در عین حال اعلام کردند که به دلیل مسافت زیاد و سفر طولانی با کشتی به این مسابقات نمی روند.

در سال 1929 در کنگره فدراسیون بین المللی فوتبال در بارسلونا،اروگوئه برای میزبانی نخستین جام جهانی فوتبال در سال 1930 انتخاب شد ولی یک مشکل بزرگ پیش آمد و آن عبارت بود از اینکه به فاصله چند ماه مانده به آغاز این مسابقات، هیچ کشور اروپائی برای حضور در این رقابتها اعلام آمادگی نکرده بود . از طرفی ورزشگاهی نیز که مسئولان اروگوئه قولش را داده بودند ،نیمه تمام بود.اروپائی ها بعد مسافت را عامل این تصمصم ذکر کردند و انگلستان هم آن موقع از فیفا خارج شده بود . در اقدامی سیاسی کشورهای آمریکای لاتین تهدید به خروج از فیفا کردندو در نهایت تیم های فرانسه با وساطت ژول ریمه و دولونای، رومانی با تصمیم پادشاه ورزش دوستش،بلژیک با تلاش های نائب رئیس فیفا که اهل این کشور بود به اضافه یوگسلاوی در این جام شرکت کردند و این در حالی بود که اروپائی ها نسبت به تیم های آمریکای لاتین بسیار ضعیف بودند و این امر خشم آنها را برانگیخت .

سرانجام این مسابقات با حضور نه تیم ازقاره آمریکا شامل اروگوئه، آرژانتین، برزیل، شیلی، پرو، بلیوی، مکریک،آمریکا،پاراگوئه وچهارتیم اروپائی فرانسه،بلژیک،رومانی و یوگسلاوی برگزار شد و در فینال اروگوئه 2-1 آرژانتین را شکست داد و به این ترتیب مسابقات جام جهانی فوتبال به راه افتاد .

فوتبال در قرن بیستم

از تاسیس و برقراری فوتبال در اروپا،آمریکای جنوبی،آسیا و آفریقا مدت زیادی می گذرد ولی این ورزش طی این مدت تاثیر زیادی بر آمریکای شمالی به ویژه ایالات متحده امریکا نگذاشته بود.اما از دهه 1970 میلادی با پدید آمدن امکانات لازم برای انجام گرفتن فوتبال و تبلیغات وسیع،فوتبال در این منطقه هم ریشه دوانید. پله فوتبالیست صاحب نام برزیلی ،که از سوی کارشناسان به عنوان بهترین فوتبالیست قرن بیستم برگزیده شد، تاثیر زیادی در فراگیر شدن فوتبال بین جوانان این منطقه اعم از پسرها و دخترها داشت .

پله پس از بازی های جام جهانی 1970 مکزیک به لیگ نوپای ایالات متحده آمریکا رفت و تا سال 1977 در تیم "کاسموس" نیویورگ بازی کرد. به دنبال وی تعدادی دیگر از ستارگان فوتبال مثل فرانس بکن باوئر از آلمان و یوهان کرایف از هلند نیز انتهای دوران فوتبال خود را در این لیگ گذراندند و سبب آشنائی مردم و جوانان به این ورزش شدند.

هنگامی که پانزدهمین دوره جام جهانی فوتبال در سال 1994 در ایالات متحده آمریکابرگزار شد به عقیده بسیاری فوتبال تبدیل به زبان همگانی جهانیان شد .

این ورزش که در سراسر قرن بیستم مورد پسند تمامی گردههای مردم و در تمامی سنین قرار گرفته بود اکنون ورزش اصلی جهان به شمار می رود.

زیبائی ها،زشتی ها و شگفتی های فوتبال

پیروزی 2-1 تیم ملی اروگوئه مقابل برزیل در فینال جام جهانی 1950 در ورزشگاه 200 هزار نفری ماراکانای ریودوژانیرو و خروج شبانه تیم قهرمان جهان از ترس برزیلی های غمگین و خشمگین،پیروزی های تیم ملی مجارستان در مقدماتی جام جهانی 1954مقابل انگلیس با شش گل در ویمبلی لندن و هفت گل در بوداپست‌،برد 3 بر 2 آلمان غربی مقابل مجارستان در فینال جام جهانی1954 سوئیس در حالی که آلمان غربی که هنوز متاثر از پیامدهای اقتصادی و سیاسی پس از جنگ جهانی دوم بود در این رقابت‌ها با تیمی از بازیکنان غیرحرفه‌ای شرکت کرد و پیروزی در مسایقه نهائی پس ازباخت 8 بر 3 آنها در مرحله مقدماتی مقابل مجارهای پر ستاره به رهبری پوشکاش و کوشیش حاصل شد.

پیروزی یک برصفرکره شمالی ناشناخته مقابل ایتالیای صاحب نام در جام جهانی 1966 که از این پس به کره ای ها لقب  توفان زرد اعطا شد،شکست یک برصفر ارژانتین قهرمتان جام 1986 مقابل کامرون در بازی افتتاحیه جام 1990 با حضور تمامی ستارگانش از جمله مارادونا که از آن پس کامرونی ها لقب شیران رام نشدنی را به خود اختصاص دادند و پیروزی یک بر صفر سنگال مقابل تیم ملی فرانسه قهرمان جام جهانی 1998 در دیدار افتتاحیه جام جهانی 2002 از نمونه هائی است که بیانگر تلاش و عزم جدی تیم های جهان سوم  مقابل افتخارآفرینان تاریخ فوتبال است و تا ابد دریادها و خاطره ها باقی خواهد ماند.

فوتبال اما لحظات تلخ و غم انگیز نیز کم نداشته است .جنگ هندوراس و السالواردور به دلیل نتیجه مسابقه فوتبال این دو کشور در سال 1969 در مرحله مقدماتی جام جهانی 1970، کشته شدن 320 نفر در استادیوم ملی لیما پایتخت پرو در سال1964،کشته شدن 80 نفر در سال1968 در استادیوم ریورپلات آرزانتین،کشته شدن 66 نفر در ورزشگاه آیبراکس پارک در گلاسکوی اسکاتلند،درگیری خونین هواداران تیم های لیورپول و یوونتوس پیش از آغاز رقابت این دو تیم در فینال جام باشگاههای اروپا در سال 1985در ورزشگاه هیسل بلزیک که منجر به کشته شدن 39 نفر شد ،کشته شدن 94 نفر در جریان بازی نیمه نهائی جام حذفی انگلیس بین لیورپول و ناتینگهام فارست در ورزشگاه هیلزبارو شفیلد و قتل آندراس اسکوبار مدافع تیم ملی کلمبیا که در جام جهانی 1994در دیدار با تیم آمریکا به اشتباه دروازه خودی را باز کرد و پس از بازگشت به کشورش توسط 12 گلوله بازندگان در شرط بندی جان خود را از دست داد، از جمله لحظات تلخ تاریخ فوتبال به شمار می آید.

فوتبال اما از زمان فراگیر شدن در جهان به واسطه حضور ستاره ها توسعه و پیشرفت زیادی پیدا کرده است . استعداد بی نظیر پله بازیکن تیم ملی برزیل در کسب قهرمانی جام جهانی 1970 و چهار سال بعد هنرنمائی هایی یوهان کرایف هلندی در جام جهانی 1974 و سه بار قهرمانی باشگاه آژاکس در جام باشگاههای اروپا،اقتدار بازیکنان تیم ملی آلمان طی نیمه دهه1960 تا نیمه دهه 1970 در جام جهانی،جام ملتهای اروپا و سه بار قهرمانی بایر مونیخ در جام باشگاههای اروپا به رهبری فرانس بکن باوئر،قهرمانی تیم ملی فرانسه در جام ملتهای اروپا در سال 1984 که میشل پلاتینی کاپیتان فرانسه به تنهائی 9 گل از 14 گل تیمش را به ثمر رساند وگل دوم مارادونا به تیم ملی انگلیس در جام جهانی 1986 که همچون الماس در خشانی در تاریخ فوتبال می درخشد؛میلیونها بیننده تلویزیونی را در سرسر کره خاکی به هیجان آورد و باعث شد که فوتبال به ورزش اول جهان بدل شود.

فوتبال اما با استثناها و شگفتی های عجیب و غریبی نیز همراه است ؛زمانی که میلیونها بیننده در سراسر جهان شاهد قهرمانی دانمارک در جام ملتهای اروپا در سال 1992 بودند شاید از یادشان رفته بود که این تیم در مسابقات مقدماتی در رقابت با یوگسلاوی سابق امتیاز لازم را برای صعود کسب نکرده بود ولی به دلیل حمله نظامی یوگسلاوی به بوسنی به دستور اتحادیه فوتبال اروپا جایگزین این کشور شد و با اقتدار قهرمان اروپا شد ، همچنین  بازی نفس گیر منچستیونایتد و بایر مونیخ در فینال جام باشگاههای اروپا در سال 1999 که منچستری ها باخت یک بر صفر را در وقت های تلف شده با پیروزی 2-1 عوض کردند و دیدار پر هیجان برزیل و فرانسه در مرحله یک چهارم نهائی جام جهانی 1986 که در نهایت با برد فرانسوی ها در ضربات پنالتی همراه شد و دیدار فرانسه و آلمان غربی در نیمه نهائی جام جهانی 1982 که فرانسه نتوانست برد3-1 را حفظ کند و آلمان در ضربات پنالتی پیروز شد و بازی نفس گیر المان و ایتالیا در نیمه نهائی جام جهانی1970 که در وقت اضافی 4-3 به سود ایتالیا تمام شد و بازی قرن لقب گرفت.

صنعتی به نام فوتبال

امروزه فوتبال تبدیل به یک صنعت شده که نقشی برجسته و مهم درصحنه اقتصاد جهانی بازی می کندوهر سال نسبت به سال قبل میزان بیشتری از تجارت جهانی را به خود اختصاص می دهد وحوزه گسترده ای از فعالیتهای اقتصادی،تجاری،تبلیغاتی و اخبار و دنیای رسانه ها را علاوه بر تندرستی و سرگرمی و تفریح در برگرفته و سیاستمداران از طریق حمایت از فوتبال به دنبال حفظ و تقویت جایگاه خود هستند .

نلسون ماندلا و مسئولان آفریقای جنوبی از ده سال قبل تلاش های گسترده ای را برای میزبانی جام جهانی 2010 در این کشور آغاز کردند و نهایتا پنج سال قبل موفق به کسب این میزبانی شدند.آنها می خواستند با کسب این میزبانی به جهانیان ثابت کنند که دوران نژادپرستی در آفریفای جنوبی به سرآمده و در این عرصه فوتبال از ابزارهای مهم برای ابراز وجود آنها به دنیا و حفظ هویت ملی محسوب می شد.

مردم و مسئولان آفریقای جنوبی هم درک کرده بودند که فوتبال می تواند به تقویت یکپارچگی آنها کمک کند و از طریق فوتبال است که آنها به عنوان یک دولت و یک ملت شناخته می شوند.

کسب پنج عنوان قهرمانی جهان از سال 1958 تا 2002 و حضور فوتبالیست های برزیلی به عنوان بازیکن و مربی در سراسر دنیا،تاثیر زیادی در تقویت اعتماد به نفس و ارائه نوآوری های مردم این کشور در بخش های گوناگون صنعتی ،علمی و ورزشی داشته است.

جام جهانی فوتبال در سال 2014 در یکی از بزرگترین کانون های  این ورزش در جهان یعنی برزیل برگزار می شود. شکی نیست که طی برگزاری جام های جهانی در هشتاد سال اخیر برزیلی ها از طریق فوتبال توانسته اند قدرت و نبوغ خود را نمایش دهند و فوتبال برای آنها محفلی برای پیشرفت و توسعه همه جانبه محسوب می شود.

منابع:

Focus on Soccer – Ken Jones – London – 1977

تاریخ جام جهانی فوتبال – اسماعیل کدخدازاده-1355- فدراسیون فوتبال آماتور ایران

 

 

نویسنده: کورش میرسعیدی - ۱۳۸٩/۳/۳٠

هم اکنون بیش از نیمی از مردم جهان در شهرها زندگی می کنند و شهرنشینی با همه ابعاد وجودی اش با گامهای بلندی به جلو می رود .

امروزه رشد سریع جمعیت و تمرکز فعالیتهای اقتصادی،فرهنگی ،تجاری در شهرهای بزرگ منجر به مهاجرت برخی مردم شهرهای کوچک و روستاها به شهرهای بزرگ شده که این امر باعث بروز تحولات بزرگی در هسته اصلی شهرها شده است .

هم اکنون تمامی دست اندرکاران مدیریت شهری در حال فعالیتند تا از طریق برنامه ریزی و اجرای اقدامات جدید شهرها را مناسب زندگی و کار شهروندان موجود در انها نمایند .

شهر اساسا مکانی است که شهروندان ساکن و فعال در آْن به کار و تولید مشغول هستند ، با یکدیگر دیدار می کنند، بر دانش و علم خود می افزایند و خود را سرگرم می کنند ،

ساکنان یک شهر با توجه به خاستگاه ، تحصیلات ،علائق شخصی و حرفه ای  و اهدافشان در زندگی شخصی و کاری ؛ از محیط اطرافشان در شهر درکهای متفاوتی دارند . شهر برای بسیاری از مردم به طور ساده مکانی برای زندگی ، کار و رفت و آمد میان این دو است ، این در حالی است که دیگران به شهر همچون یک محیط زیست بسیار پیچیده نگاه می کنند که چشم اندازهای جدید و وسیعی رادر مقابل ساکنان ان قرار می دهد .

اما برای مدیران شهر و شهرداریها ، شهر اساسا یک موجود سیاسی ، اجتماعی است که باید مشکلات اداره و ساماندهی ان را به نفع ساکنانش برطرف کرد. از نظر اینان شهرها نیاز به مدیرانی دارند که طرح ها و پروژه هائی را تعریف و اجرا نمایند تا ان شهر را از سایر شهرها متمایز کند.

برنامه ریزان شهری اما به شهر همچون عرصه عملی می نگرند که با دانش و تجربه انها برای ساماندهی آن نیاز دارد تا در نهایت به بافت شهری شکل داده شود و به انتظارات شهروندان خود پاسخ دهد .

مورخان و تاریخ نویسان برنامه ریزی شهری از دگر سو شهرها را همچون  یک روند مداوم توسعه ترسیم می کنند که ازدوره های منظم و متوالی سبک های گوناگون معماری شهری تشکیل شده است که هر دوره مفاهیم توسعه ای ،روشهای اداره و مدیریتی و شیوه های تولید مخصوص به خود  را دارد که بررسی آنها می تواند موفقیت یا زوال مجموعه مدیریتی یک شهر را تشریح نماید .

اما هنرمندان و اهل تفکر معتقدند تضادها و تقابل افکار موجب تخیل ، نوآوری و تقابل اندیشه ها در شهرها می شود که زیر بنای پژوهش و بروز انواع هنرها را تشکیل می دهد .

و شهرها برای روستائیان و مردمی که در حومه و حاشیه ان زندگی می کنند به مثابه فرصتی است برای کسب درآمد ، پیشرفت ،تفریح و سرگرمی که در صد سال اخیر موجبات مهاجرت روستائیان به شهرها را پدید آورده است تا آنان در ذهنیت خود از نردبان ترقی سلسله مراتب اجتماعی بالا بروند.

صاحب نظران همچنان بر سر اینکه چرا برخی شهرها رشد می کنند و سایرین عقب می مانند اختلاف نظر دارند و عوامل و ریشه های توسعه یا زوال شهرها طی قرن های متمادی هنوز به طور دقیق شناسائی نشده است .

هر چند بسیاری از شهرها در ابتدای تاسیس خود به دلیل قرار گرفتن در مسیر راههای تجاری خشکی و دریائی، همجواری با منابع آب ، معادن، مراکز مذهبی، عمارت ها و قلعه های قدیمی و یا جاذبه های طبیعی و گردشگری از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده اند اما توسعه انها طی دهه های اخیر با کندی مواجه بوده و شهر عملا در حال رکود به سرمی برد .همچنین بسیاری از شهرهای پررونق به دلیل حوادث و بلایای طبیعی سالهاست که فقط نامی از دوران باشکوهشان باقی مانده است.

از طرفی در سال های اخیر شاهدیم که برخی برنامه ریزی ها، تصمیمات و اجرای دقیق و صحیح انها که ناشی از به کارگیری صحیح مدیریت و برنامه ریزی در امور مرتبط با وضعیت شهر است باعث به  فعل درامدن قابلیت های شهر شده و موجبات رشد و ترقی و جذب سرمایه گذاری در ان را فراهم نموده است . راه اندازی کارخانه ها و مجتمع های صنعتی، تقویت زیرساختهای گردشگری،ورزشی ،تاسیس مراکزعلمی و آموزشی از جمله عوملی است که در دهه های اخیر به تنهائی یا درتعامل با یکدیگر موجبات توسعه و ترقی شهر یا شهرک های جدید یا رشد و پویائی یک شهر قدیمی را فراهم نموده است .

شهرهای امروز به دلیل اینکه مراکز اقتصادی وتجاری،صنعتی، سیاسی،فرهنگی،‌هنری واجتماعی محسوب می شوند، عموما با مشکلاتی نظیر پذیرش مهاجر،افزایش جمعیت ،آلودگی های صوتی و زیست محیطی، ترافیک سنگین ،اتصال حاشیه و حومه شهرها به مناطق شهری،فرسوده شدن بافت های قدیمی،از بین رفتن هویت های فرهنگی و اجتماعی قدیمی وبروز ناهمگونی در این موارد،فرسوده شدن زیرساختهای شهری و احتیاج مبرم به بازسازی این زیرساختها مواجهند .

از طرفی مدیریت شهری در دنیائی که بیش از پیش شهری می شود ، و مردم به دلیل گسترش ارتباطات و اطلاع رسانی از اوضاع دنیای اطرافشان آگاهند و انتظاراتشان از مدیران شهری افزایش یافته ، اهمیت می یابد و نقش برنامه ریزان و معماران و مدیران شهری و شهرداریها که همواره در پی برنامه ریزی و ارائه خدمات جدید به شهروندان هستند،در اداره شهر و سپردن وظائف جدید به آنها پررنگ تر می شود.

امروزه همگان معتقدندکه شهرها بسته به قدمت تاریخی یا جوان و تاره تاسیس بودن آنها و دارا بودن یا فقدان منابع مالی، بدون برنامه ریزی شهری جامعی نمی توانند به رشد و پویائی خود ادامه دهند .

تغییرات در شهرهای کشورهای پیشرفته تا چند دهه قبل و در برخی شهرهای کشورهای در حال توسعه معمولا به وسیله مدیران تکنوکرات و یا افرادقدرتمند یا ثروتمندی انجام می گرفت که اقداماتشان مورد حمایت اقلیت کوچکی از جامعه بود . در این فضا بسیاری از برنامه ریزی هائی که این افراد برای توجیه سیاستگذاری هایشان طراحی و اجرا می کردند کمتر متناسب با نیازها و انتظارات شهروندان بود و گاه ارتباطی با نیازهای روز آن جامعه نداشت اما توسط دستگاه های تبلیغی اینطور وانمود می شد که این اقدامات که هم دارای منافع آنی است و هم منافع اتی و در دراز مدت موجبات توسعه همه جانبه شهر را فراهم خواهد اورد.

نتیجه این اقدامات را می توان در تخریب برخی بافتهای تاریخی شهرها به دلیل فرسوده عنوان نمودن انهاو احداث مراکز خرید،تفریح و ورزشی پر زرق و برق بدون در نظر گرفتن ماهیت تاریخی و فرهنگی و مذهبی آنها،عدم توجه به معماری های سنتی و بومی و روی آوردن به مدهای غربی معماری و شهرسازی در کشورهای جهان سوم،تخریب حلبی آبادها بدون توجه به اینکه مجددا در سریعترین زمان در مکان دیگری از شهر و گاه در کنار مجموعه های مسکونی مدرن شکل می گیرند و از بین بردن جنگل ها ی حاشیه شهر و فضای سبز به دلیل احداث بزرگراه ها و جاده های کمربندی و مجموعه های مسکونی مشاهده نمود .

به این ترتیب می توان اظهار کرد که طراحی و اجرای این سیاستهای نخبه گرایانه در عرصه برنامه ریزی و مدیریت شهری در شهرهای قدیمی و یا شهرهائی که مردم آنها تعصب زیادی به سرمایه های تاریخی ، فرهنگی و مذهبی خود دارند منجر به ازبین رفتن ویژگی های سنتی جامعه شده و به مرور شاهد کاهش بهره برداری کمتر از ارزش های فرهنگ خودی هستیم که یکی از تبعات آن جدا شدن اقلیت ثروتمند و قدرتمند از اکثریت جامعه و رواج ارزش های ظاهری تجدد به شیوه غربی در کشورهای در حال توسعه بدون توجه در زمینه مفاهیم وتفکر قرار گرفته پشت این ارزشهاست .

نیازها و انتظارات مردم فقیر وطبقه متوسط ،که نقش زیادی در تولید ناخالص داخلی کشورها دارند ،چه در شهرهای دارای برنامه ریزی شهری مدون که به طور شبانه روزی در حال کار و فعالیت است و چه در شهرهائی که فاقد چنین برنامه ریزی است و هر دو به فکر گسترش شهر بودند تقریبا نادیده گرفته شد؛ هر چند که شاهدیم شهرداریها و دولتها همیشه اعلام می کردند که سیاستها و برنامه های حکومت و شهر با در نظر گرفتن مصالح شهر و شهروندان انها طراحی و اجرا می شود اما در عمل بسیاری از مردم طبقات متوسط و اکثر مردم طبقه فقیر بسیار کم از انها بهره مند می شوند و همواره نسبت به انها انتقاد دارند. گاه در مواقع بحران های اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی و وقوع بلایای طبیعی این اعتراضها به اداره شهر اوج گرفته و به شکل سرقت از مراکز خرید و آتش زدن و تخریب اموال عمومی خود را نمایان می ساخت .

در سالهای اخیر و با گسترش فعالیت موسسه ها و نهادهای بین المللی آموزشی - تحقیقاتی از سوی سازمان ملل متحد و برخی نهادهای خصوصی که گاه منافع سرمایه داری پشت انها خودنمائی می کند ،انقلاب ارتباطات و اطلاع رسانی و گسترش ماهواره ها و اینترنت و روزنامه ها و مطبوعات تخصصی ، توسعه دانشگاهها در تمامی کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه ، افزایش خودباوری و آگاهی مردم کشورهای جهان سوم از اوضاع روز جهان و نیات قدرتهای بزرگ و کاستی ها و مشکلات کشور و منطقه خود ،پر رنگ شدن ضرورت رعایت استاندارهای محیط زیست در شهرها ، روستاها ، دریاها و کوهستانها و تقویت هویت و  ارزش های فرهنگی ، مذهبی و سنتی کشورها شاهد یک بازنگری کلی در ماهیت تمامی امور از جمله مدیریت شهری و شهروند بودیم .

یکی از مفاهیمی که طی سالهای اخیر مطرح شده،مفهموم شهروند تمام عیار در زندگی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ملتهاست.این پرسش بارها از سوی مجامع علمی و رسانه ها مطرح شده است که آیا میلیونها شهروندی که در شهرهای کشورهای پیشرفته و درحال توسعه به سر می برند و قدرت تامین دارو و سیر کردن شکم خود و خانواده و تامین مسکن برای انها را ندارند می توانند به عنوان شهروند تمام عیار در زندگی اجتماعی و اقتصادی کشورشان مشارکت نمایند ؟ و در صورت جواب منفی اینها از شان و مقام انسانی محرم خواهند بود ؟

یکی از موضوعاتی که طی سالهای اخیر به شدت مورد توجه عموم مردم و نخبگان و سیاستمداران قرار گرفته اینست که مشکلات شهری به دلیل اینکه شهرنشینان تاثیر مهمی در  آینده سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی کشور ،منطقه و قاره خود دارند، شایسته توجه بیشتری است .

از طرف دیگر صدها میلیون شهروند شهرهای بزرگ به دلیل افزایش آگاهی ها و رشد ارتباطات در جوامع خواستار مشارکت کامل در حیات سیاسی کشورهای خود هستند و انتخاب میان دموکراسی و دیکتاتوری به مقدار زیادی در شهرها صورت می پذیرد.امروزه انتخاب شهردار و اعضای شورای شهر در بسیاری از شهرها با رای مستقیم مردم صورت می گیرد که خود گاه ترکیب سیاسی آتی کشورها را مشخص می کند.

شهرهای آینده کشور های جهان سوم از شهرهائی که تابه حال شناخته ایم و درآن ها به سر برده ایم بسیار متفاوت خواهند بود.آنها نه فقط از لحاظ اندازه بلکه ازلحاظ ارزش های فرهنگی،قوانین اداره و ساختار های سنی و کاری و حرفه ای با شهرهای فعلی و سالهای قبلتفاوت خواهند داشت.طی سالهای آینده تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان فعلی جهان سوم بخشی از جمعیت این شهرها راتشکیل خواهندداد.این امر آمیزه ای از تقابل و همبستگی،آرزوها و ناکامی ها و تجدد و سنتها را در زندگی شهری پدید خواهد آورد که بدون شک تنها یک روش جدید در مدیریت و حکومت و رهبری می تواند انها را به سمت ایجاد محیط عادلانه تری برای زندگی راحت همگان در آن هدایت کند .

یکی از دلائل اینکه چرا سیاستهای حکومتها برای کنترل رشد شهری و بهبود شرایط زندگی به نتایج ضعیفی منتهی می شود،ان است که حکومتها چگونگی کارکرد شهرها،چگونگی کسب درآمد افراد و خانواده های نیازمند،چگونگی گذران اوقات فراغت افراد در طبقه ها و گروههای مختلف اجتماعی و نقش خانواده و محلات را دراین موارد به خوبی درک نکرده اند .اگر بیشتر بودجه حکومتها به جای تامین تجهیزات ورزشی ، فرهنگی و هنری و درمانی و بهداشتی محلات فقیر نشین به رشد و توسعه بوروکراسی و عریض و طویل کردن ادارات اختصاص یابد شاهد نزول استانداردهای زندگی شهروندی در موضوعات بهداشتی و فرهنگی هستیم.

اگر قرار باشد که حکومتها شیوه های جدیدی در پیش گیرند نیازهای اساسی را می توان با هزینه نسبتا پائینی تامین کرد . اقدامات بهداشتی و درمانی،جمع آوری علمی و اصولی زباله و فاضلابها،تامین آب آشامیدنی،پوشش مناسب برای معابر و خیابانها و توسعه حمل و نقل عمومی شهری و نظایر اینها را در صورتی که از دانش ،مهارتها و منابع محلی استفاده نمود و شهرداریها در مشارکت با گروههای کم درامد و تشکیلات محلات کار کنند با هزینه کمی قابل تامین است. تخصیص منابع مالی بیشتر به تامین نیازهای گروههای فقیرتر ضرورتا به معنای اختصاص دادن بودجه های مناطق روستائی به شهرها نیست بلکه به معنای بهره برداری بهتر از این منابع است.

برای اداره شهرهای فردا نیاز به اشکال جدیدی از حکومتهای محلی در متن روندهای جدید تمرکز زدائی و گسترش دموکراسی احساس می شود. برای مناطق شهری بزرگتر همچنین به حکومتهای کلان شهری یا انواع جدید دولتهای خاص مناطق شهری نیاز است . همچنین تجدید نظر در محدوده قانون گذاری برای سکونتگاههای غیر رسمی که صدها میلیون حاشیه نشین و کارگر را خارج از شمول قانون در خود جای داده باید در اولویت قرار گیرد .

برنامه ریزان و سیاستگذاران باید بپذیرند که طرح های عمرانی مناطق شهروندان کم درامد تحت نظارت همین گروه و در جهت تامین نیازهای انها اجرا شود . برای آنکه حکومتهای محلی بتوانند مستقیما به خواستهای گروههای کم درامد پاسخ دهند می بایستی قدرت ، منابع و نیروهای اموزش دیده در یک چهارچوب جدید همکاری و تعامل ؛ تقسیم و تمرکز زدائی شوند و برای این هدف شهر و دولتهای محلی باید به یک چارچوب وسیع برنامه ریزی را فراهم نمایند که چنین چارچوبی نه به مفهوم کاهش نقش حکومت بلکه نقش جدیدی برای آن است . نقشی متفاوت ،پیشرفته ، فعالتر ،غیر متمرکز و عام تر.

 

نویسنده: کورش میرسعیدی - ۱۳۸٩/۳/۳٠

با بررسی آثار و دیدگاههای دکتر علی شریعتی او را می توان متفکری دانست که تفکراتش در چهار سطح مختلف قابل ارزیابی است :

1-متفکر معاصر : یعنی متفکری که در زمان خودش با دغدغه های زندگی انسان مدرن و معاصر سر و کار دارد .

2-متفکر دینی : دکتر شریعتی به طور خاص به نظریه پردازی در باب دین می پردازد و به فلسفه وجود دین و موضوع دین در تاریخ اشاره می کند و معتقد به وجود توانائی های بالقوه انسان و رسالت نجات بخش دین است که در مسیر تاریخی خود با موانع جدی از جمله خود دین و مذهب برخورد می کند.

3-متفکر جهان سومی : شریعتی همواره به موضوع هائی چون استعمار،شبیه سازی فرهنگی، مسخ فرهنگ ها، سلطه اقتصادی و مبارزه های آزادیبخش می پرداخت .

4-متفکر اسلامی-ایرانی:دغدغه های شریعتی به طور خاص دغدغه های یک متفکر اسلامی-ایرانی است.

دکتر شریعتی معتقد بود که دین ایدئولوزی است و آن را به عنوان زاویه ای از نگرش دینی مطرح می کرد.

وی همچنین به مبحث "عرفان،برابری،آزادی" در آثار و دیدگاه هایش اشاره های زیادی کرد و کار،عبادت و مبارزه را مولفه های این بحث برشمرده است .

دکتر شریعتی ،ارزش را در کار می دانست و عبادت را در رسیدن به غایتی می دانست که بشرعرفانی آن را مطرح می کند و مبارزه را برای از بین بردن هر گونه کانون سلطه موجود در نهادهای اجتماعی الزام آور میدانست .

دکتر شریعتی را همچنین ازشخصیتهای عمده معاصر درعرصه های احیای تفکر دینی و نوآوری های دینی  می دانند.

در صد سال اخیر دو تفکرعمده درعرصه مواجهه با غرب وجود داشته است. یک تفکر معتقد است که شدیدا به غرب نیاز داریم و باید عقب افتادگی های خود را از طریق غرب جبران کنیم و از یک موضع غربی باید سنت های خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. تفکر دیگر معتقد است که باید در برابر غرب بایستیم و مقابل آن مشت گره کنیم.

هر دو گروه برخوردهای خصمانه ای با دکتر شریعتی داشته اند زیرا محور تفکرات شریعتی این بود که بدون آن که در بست در اختیار بیگانگان باشیم ، باید از نظام فکری و فناوری های روزاستفاده کنیم .

به اعتقاد شریعتی باید حرکت کنیم و به پیش برویم و در عین حال هویت ایرانی بودن و اسلامی بودن خود را با تمام قوا حفظ کنیم .

"نقد سنت از درون" یعنی حل کردن مشکلات به دست خود و بازگشت به خویش و اتکا به خود و درک هویت ایرانی و اسلامی و"نوآوری دینی" به معنای اتکا به دینی پویا، ایدئولوزی و تحرک از راهکارهای دکتر شریعتی بود.

 "توحید" و"انسان"  دو عامل مهم دیگر تشکیل دهنده تفکرات دکتر شریعتی است . توحید از نگاه وی در حقیقت یک زیربنای فکری است که به اعتقاد وی مفهوم توحید فقط در یکی بودن خدا کامل نیست و شریعتی توحید را به عنوان یک جهان بینی گسترش داد  و از طریق آن در صدد اثبات خدائی بودن انسان بود.

"انسان مداری"زیربنای دوم تفکر شریعتی بود و او انسان را به عنوان خلیفه الله قبول داشت و او را خدا گونه می پنداشت و معتقد بود که ما باید به انسان به چشم تازه ای نگاه کنیم ، چون انسان در هنگام تولد دارای روح خدائی است و این زیربنای توحیدی به انسان های موحدی منتقل می شود که روی زمین خلیفه خدا هستند.

شریعتی در حقیقت به تفکر انسان مداری  خدامدارانه –که از متن خدا و توحید برمی خیزد-معتقد است و تاکید می کند که این تفکر در مقابل انسان مداری ضد خداست.

مطابق نظرات دکتر شریعتی،ملزومات چنین انسانی شامل این موارد است :

1-آزادی و اختیارانسان :شریعتی معتقد به وجود عناصر مهم و متضادی در درون انسان است که باید با آزادی و مسئولیت راه خود را انتخاب کند. به اعتقاد شریعتی؛خودآگاهی،مسئولیت،هدفدار بودن و امانتداربودن از ویزگی های انسان است و نمی توان این انسان عصیانگر را در هیچ قالبی محدود کرد.

2-برابری و برادری.

3-عرفان و نزدیک به شدن به خدا که  جز ار طریق آزادی نمی توان به ان رسید.

دکتر شریعتی معتقد بود انسان باید با عمل خود آینده را بسازد و مسئولیت خدائی او می تواند وی را در جریان امور پیش ببرد.

شریعتی همچنین انسان را مترادف با آزادی می داند و معتقد است که انسان باید خود را ازطریق عبور از جبر طبیعت،جبر تاریخ،جبر اجتماعی وجبر خویشتن به جلو بکشاند و جست و جوی حقیقت و عدالت به دست نمی آید مگر اینکه با آزادی همراه شود.

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :