آیا ناشران ما سفارش کتاب می دهند ؟
همزمان با نخستین سالگرد انتخاب باراک اوباما به سمت رئیس جمهوری آمریکا درپائیز امسال ، کتابی در زمینه دیدگاهها و اقدامات وی و دلائلی که باعث پیروزی نخستین رئیس جمهور رنگین پوست درآمریکا شد منتشر و با استقبال گشترده ای مواجه شد واحتمالا طی یک ماه آینده چندین بار تجدید چاپ و به زبانهای دیگر نیز ترجمه می شود .
موضوع ذکر شده از ابعاد مختلفی دارای اهمیت است و گوشه هائی از فعالیتهای حرفه ای در عرصه نشر کتاب را مشخص می کند .این که به مناسبت رویدادی خاص کتابی چاپ و با استقبال گسترده مواجه شود قطعا به برنامه ریزی و مدیریت حرفه ای ناشر آن کتاب برمی گردد که هم درعرصه کسب اعتبار و جایگاه فرهنگی و اجتماعی و هم در زمینه بازگشت سرمایه و کسب سود مالی به موفقیتهائی رسیده است .
برای اینکه موضوع را از لحاظ مباحث تخصصی و حرفه ای نشر بیشتر ارزیابی نمائیم ، برخی ویژگیهای یک ناشر نمونه را مرور می کنیم .برای مثال ناشر خوب ، ناشری است که خود نویسنده باشد و از محدودیتهای نویسنده ها و مترجمان آگاه وهمچنین به دنبال اعطای حقوق نویسندگان به صورت کامل باشد .
ناشر خوب می بایستی اقتصاد بازار را بداند و از کم و کیف سرمایه گذاریهای برگشت پذیر مطلع باشد.
ناشر خوب ، حتی الامکان می بایستی در یک زمینه خاص فعالیت کند و به وسیله اینترنت و شرکت در نمایشگاه با ناشران خارجی در ارتباط باشد .
ناشر حوب باید برای آینده پروژه هائی برای انتشار داشته باشد و سفارش تحقیق یا کتاب بدهد .
همینطور که متوجه شدید موضوع نوشتار ما به دو مورد اخیر برمی گردد و مرور مجدد بر این اصل مهم که عدم نگارش کتاب بر اساس نیاز جامعه و مخاطبان از عوامل جدی افول کتابخوانی و گرایش کتابخوانان به سمت سایر رسانه هاست .
در غرب چیزی به نام «صنعت نشر» وجود دارد و کتاب به معنای واقعی کلمه تولید میشود،اما در ایران هر نویسندهای به سلایق خود پاسخ می دهد تا اینکه به سفارش اجتماعی خود پاسخ دهد. بنابراین هر کتابی در ایران تولید میشود که تنها فروش کند و یا در تاریخ بماند.
پرسش مطرح در این حوزه اینست که آیا استقبال از کتاب متناسب با افزایش جمعیت و افزایش تعداد باسوادان و دانشجویان بالا رفته است ؟ سوای مباحث مهمی جون عدم تربیت کتابخوان در مدارس و دانشگاهها اگر انتقاد دیگری هست باید بخش اعظم آن را متوجه ناشران کرد، زیرا صنعت نشر نتوانسته به اشتیاق مردم پاسخ بگوید.
شکی نیست که در عصر حاضر باید بازار کتاب را شناخت و به تقاضای مشتری احترام گذاشت. متأسفانه در کشور ما کتاب های مورد علاقه مردم کمتر تهیه و منتشر می شود، این در حالی است که تجربه نشان داده اگر کتاب های خوب انتخاب شود و حتی با کیفیت نا مناسب به بازار بیاید، حتما مورد استقبال قرار می گیرد.
در هر حال فاصله زیاد میان کتاب و مخاطب ، از مشکلات عمده ای است که اغلب نویسندگان و ناشران ما با آن مواجهند . آنها معتقدند زمانی آثار حوزه های گوناگون جایگاه اصلی شان را می یابند که علاوه بر معرفی و تبلیغ صحیح این آثار دارای ویزگی های تازه و بدیع بودن و یادآوری برخی موضوعات قبلی با فرم جدید باشند .
بخش اعظم موارد یاد شده با پژوهش و توجه حرفه ای به مسائل جامعه و عبور دادن انها از صافی نشر کتاب رفع می شود.
ذکر یک مثال ساده می تواند ابعاد مختلف مساله را کمی باز نماید . در خرداد ماه 1389 یعنی خدود شش ماه دیگر مسابقات جام جهانی 2010 فوتبال در کشور آفریقای جنوبی برگزار می شود .هم اکنون بسیاری از ناشران حرفه ای در حال تهیه کتابهائی در باره تاریخ جام های جهانی ،بزرگان فوتبال در جام های جهانی ، مصاحبه با مربیان و بازیکنان برتر جام های جهانی ، خاطرات دروازه با نهای حاضردر جام های جهانی ، بررسی ابعاد فرهنگی ، اجتماعی فوتبال . مو ضوعات دیگر مرتبط با رشته ورزشی فوتبال و جام جهانی فوتبال هستند .
بدون تردید این کتابها در هفته های منتهی به آغاز جام جهانی فوتبال که بخش هائی از فضای رسانه ای دنیا به این رشته ورزشی اختصاص دارد ، ضمن ارائه توضیحات تکمیلی به علاقه مندان به ویزه نوجوانان و جوانان اسباب رونق صنعت نشر را نیز فراهم حواهد کرد .
از اینگونه مثالها در عرصه های فرهنگی ، تاریخی ، ادبی ، صنعتی بسیار است و ورود آنها به عرصه تالیف و ترجمه و سفارش کتاب نیازمند برنامه ریزی و مدیریت اصولی و حرفه ای نشر کتاب .